ترجمه "sessie" به فارسی
نشست, جلسه بهترین ترجمه های "sessie" به فارسی هستند.
sessie
-
نشست
nounKun je niet gewoon ondersteunend zijn en dit niet omzetten in één of andere sessie?
می تونی فقط حمایتش کنی ، ولی کار خاصی انجام نده ! مثله یه نشست مردای احمق
-
جلسه
nounHier had ik het over tijdens de sessie.
اين همون چيزيه که تو جلسه ي امروز ميخواستم بهش برسم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sessie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن