ترجمه "sheriff" به فارسی

کلانتر, شریف بهترین ترجمه های "sheriff" به فارسی هستند.

sheriff
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلانتر

    noun

    We hebben iets nodig om de sheriff en zijn hulp uiteen te halen.

    یه چیزی میخوایم که کلانتر و معاون رو از هم جدا کنه.

  • شریف

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sheriff " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sheriff" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه