ترجمه "sintel" به فارسی

خاكه زغال نيمسوز, شعله, اخگر بهترین ترجمه های "sintel" به فارسی هستند.

sintel noun masculine دستور زبان

Een klein, gloeiend stukje kool of hout, zoals in een dovend vuur.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاكه زغال نيمسوز

    noun
  • شعله

    noun
  • اخگر

    noun

    verbrandingsrest

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sintel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sintel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه