ترجمه "slap" به فارسی

سست, شل, ضعیف بهترین ترجمه های "slap" به فارسی هستند.

slap adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سست

    adjective

    Als ie bijkomt, is ie zo slap als een vaatdoek.

    وقتي بهوش بياد عين جورابه نم کشيده سست و مسخره است

  • شل

    adjective

    Toen ik wakker werd, waren m'n voeten helemaal slap.

    امروز صبح بيدار شدم و پاهام شل شده بودن

  • ضعیف

    adjective

    Of was je gewoon te slap om nee te zeggen?

    یا شاید اونقدر ضعیف بودی که نتونستی نه بگی ؟

  • نزار

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "slap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه