ترجمه "slim" به فارسی

باهوش, زرنگ, زیرک بهترین ترجمه های "slim" به فارسی هستند.

slim adjective دستور زبان

intelligent, snel van begrip [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • باهوش

    adjective

    Opeens lijkt die knappe jongen die ze voorzitter maakten niet meer zo slim.

    کسي که بهش ميز کلاب رو دادن ، نمي تونه اينقدر باهوش باشه.

  • زرنگ

    adjective

    Je probeert gewoon slim te zijn omdat je niet verantwoordelijk wil zijn.

    تو داري سعي ميكني زرنگ بازي دربياري چون نميخواهي مسئوليت پذير باشي.

  • زیرک

    adjective

    Waren de bijbelschrijvers nauwkeurige profeten of slimme oplichters?

    آیا نویسندگان کتاب مقدس انبیای حقیقی بودند یا شیّادانی زیرک؟

  • هوشمند

    adjective

    In feite zou de ultieme zoekmachine slim moeten zijn.

    و در واقع، نهایت موتور جستجوها باید هوشمند باشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slim" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "slim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه