ترجمه "sloot" به فارسی

جوی, دژ, رخ بهترین ترجمه های "sloot" به فارسی هستند.

sloot noun verb feminine دستور زبان

smal watergang om of tussen weilanden

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوی

    noun

    een gegraven watergang, smaller dan een gracht en breder dan een greppel

  • دژ

    noun adjective neuter
  • رخ

    noun neuter
  • ترجمه های کمتر

    • مادی
    • گودال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sloot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sloot" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sloot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه