ترجمه "smaak" به فارسی
طعم, مزه, خوا بهترین ترجمه های "smaak" به فارسی هستند.
smaak
noun
verb
masculine
دستور زبان
zintuig waarmee men mee proeft [..]
-
طعم
nounzintuig
En als ik dan wakker word, heb ik een ongelooflijk smerige smaak in mijn mond.
و وقتی از آن بیدار میشوم، دهانم بدترین طعم ممکن را دارد.
-
مزه
noun masculineDeze koffie smaakt bitter.
این قهوه تلخ مزه است.
-
خوا
noun masculine -
چشایی
Na twee dagen beginnen de zenuwuiteinden die zorgen voor reuk en smaak zich te herstellen.
بعد از دو روز، انتهای عصبی بینی شروع به بازیابی مسئولیتشان در بویایی و چشایی میکنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " smaak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "smaak" با ترجمه به فارسی
-
طعم چيزي داشتن
-
مزه داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن