ترجمه "smelten" به فارسی

ذوب, يكي كردن, پخسیدن بهترین ترجمه های "smelten" به فارسی هستند.

smelten verb دستور زبان

Een verandering van de toestand van een stof van de vaste naar de vloeistoffase. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذوب

    faseovergang

    Methaanrijk ijs dat bevroren was geweest, begon te smelten.

    و یخهای عمیق غنی از متان نیز شروع به ذوب شدن میکردند.

  • يكي كردن

  • پخسیدن

    verb
  • گداختن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " smelten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "smelten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه