ترجمه "snowboard" به فارسی
اسنوبرد ترجمه "snowboard" به فارسی است.
snowboard
een soort skiplank
-
اسنوبرد
Ik ging snowboarden na school en ik sliep veel.
بعد از مدرسه اسنوبرد بازی میکردم و خیلی زیاد میخوابیدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " snowboard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "snowboard" با ترجمه به فارسی
-
اسنوبرد سواری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن