ترجمه "spa" به فارسی
اسپا ترجمه "spa" به فارسی است.
spa
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Gereedschap voorzien van een vlakke scherpe metalen plaat en een houten handvat gebruikt om te breken, te graven en de aarde te verplaatsen.
-
اسپا
یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Ze hebben een mooie dag gekozen om naar een spa te gaan.
تیا و لورل خوب روزی رو برای رفتن به اسپا انتخاب کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Spa
proper
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Spa" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Spa در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "spa" با ترجمه به فارسی
-
bil · بیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن