ترجمه "spaghetti" به فارسی

اسپاگتی, اسپاگتی بهترین ترجمه های "spaghetti" به فارسی هستند.

spaghetti
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسپاگتی

    noun

    We hoeven niet heel veel blikjes spaghetti in te slaan en in de kelder te kruipen.

    لازم نیست کنسروهای اسپاگتی را ذخیره کرده یا به زیرزمین پناه ببریم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spaghetti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Spaghetti
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسپاگتی

    noun

    Mijn dochter Beth, was zo bezorgd over Spaghetti.

    دخترم " بت " خیلی نگران " اسپاگتی " بود

اضافه کردن

ترجمه های "spaghetti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه