ترجمه "spar" به فارسی
نراد, صنوبر, کاج نوئل بهترین ترجمه های "spar" به فارسی هستند.
spar
noun
masculine
دستور زبان
''Picea'', een soort naaldboom [..]
-
نراد
nounom plaats te maken voor de meer commerciële dennen en sparren,
به منظور فراهم کردن فضا برای کشت کاج و نراد که ارزش تجاری بیشتری دارند
-
صنوبر
Hij was niet aangesloten op het web dat berken en sparren verbond.
به شبکهای که توس و صنوبر را به هم متصل میکرد وصل نبود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Spar
-
کاج نوئل
عباراتی شبیه به "spar" با ترجمه به فارسی
-
نراد اصیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن