ترجمه "spek" به فارسی

بیکن, پفنبات بهترین ترجمه های "spek" به فارسی هستند.

spek noun verb neuter دستور زبان

een laag vet tussen huid en vlees bij grote zoogdieren [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیکن

    vlees

    Ik zou willen dat jullie eens nadenken welk fragment het geluid van het spek is.

    حالا از شما میخوام به دقت فکر کنید که کدوم یکی از کلیپها مال بیکن هست.

  • پفنبات

    snoep

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spek " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "spek" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه