ترجمه "speler" به فارسی
بازیکن, پخش کننده بهترین ترجمه های "speler" به فارسی هستند.
speler
noun
masculine
دستور زبان
deelnemer aan een spel [..]
-
بازیکن
کسی که نقش یک بازی
De maat is de lengte van de speler en de kleur is hun positie.
اندازه، نشان دهنده ابعاد بازیکن و رنگ نشان دهنده جایگاه او است.
-
پخش کننده
Toen de cd-speler kapotging, moesten alle platen naar beneden.
وقتی پخش کننده خراب شد مجبور شدیم همه رکوردها رو پایین بیاریم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " speler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "speler"
عباراتی شبیه به "speler" با ترجمه به فارسی
-
بازی چند نفره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن