ترجمه "splinter" به فارسی
تراشه, تریشه بهترین ترجمه های "splinter" به فارسی هستند.
splinter
klein puntig scherfje
-
تراشه
nounLaat me's naar die splinter kijken.
حالا بيا به اون تراشه چوب يه نگاهي بندازيم
-
تریشه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " splinter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن