ترجمه "springen" به فارسی
جهیدن, پایین پریدن, پرش بهترین ترجمه های "springen" به فارسی هستند.
springen
verb
دستور زبان
na zich tegen de zwaartekracht afgezet te hebben een korte vrije val door de lucht maken [..]
-
جهیدن
-
پایین پریدن
Dat gevoel van op en neer willen springen, is een van de manieren waarop wetenschappers vreugde meten.
آن حس خواستن برای بالا و پایین پریدن یکی از راههایی است که دانشمندان حظ را میسنجند.
-
پرش
nounMijn ware liefde woont naast de rivier. een paar sprongen en ik ben bij haar.
عشق واقعی من بالا دست رود زندگی می کنه با چند تا پرش می تونم برسم بهش.
-
ترجمه های کمتر
- پریدن
- جستن
- سکیختن
- پرش با اسب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " springen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "springen" با ترجمه به فارسی
-
برجسته بودن
-
یک گام بزرگ به جلو
-
پرش سهگام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن