ترجمه "spuwen" به فارسی
تف, دشنه, تف کردن بهترین ترجمه های "spuwen" به فارسی هستند.
spuwen
verb
دستور زبان
Het ophoesten van slijmen vanuit de longen. [..]
-
تف
verbIk was vergeten mijn tabak uit te spuwen, dus heb ik hem maar ingeslikt.
من يادم رفته بود تنباکو رو تف کنم واسه همين مجبور شدم بخورمش.
-
دشنه
verb -
تف کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spuwen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن