ترجمه "staat" به فارسی

دولت, امپراطوری, فرمانروایی بهترین ترجمه های "staat" به فارسی هستند.

staat noun verb masculine دستور زبان

een land [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دولت

    noun

    Streefcijfers voor de economie en ga zo maar door worden vastgesteld door de staat.

    اهداف اقتصادی و چیزهایی مانند آن توسط دولت برنامه ریزی می شوند.

  • امپراطوری

    noun

    13 In Zefanja’s tijd stond het Assyrische Rijk op het toppunt van zijn macht.

    ۱۳ در روزگار صَفَنْیا امپراطوری آشوریان در اوج قدرت خود به سر میبرد.

  • فرمانروایی

    noun

    En het geschiedde dat Kim niet rechtvaardig regeerde, waardoor hij bij de Heer niet in de gunst stond.

    و چنین گذشت که کیم در پرهیزکاری فرمانروایی نکرد، از این رو او مورد لطف سَروَر قرار نگرفت.

  • ترجمه های کمتر

    • دولت فدرال
    • شاهنشاهی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " staat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "staat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "staat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه