ترجمه "standaard" به فارسی

استاندارد, بصورت پیش فرض, درفش بهترین ترجمه های "standaard" به فارسی هستند.

standaard adjective noun adverb masculine دستور زبان

Dat wat het meest algemeen voorkomt. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • استاندارد

    noun common

    Ze zitten boven elkaar in de standaard ladingruimte.

    آنها در مدل استاندارد بر روی یکدیگر قرار میگیرند.

  • بصورت پیش فرض

  • درفش

    noun neuter
  • ترجمه های کمتر

    • روزانه
    • شاخص
    • لوا
    • معیار
    • پرچم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " standaard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "standaard" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "standaard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه