ترجمه "status" به فارسی
وضعیت, احوال شخصیه, جایگاه بهترین ترجمه های "status" به فارسی هستند.
status
noun
masculine
دستور زبان
-
وضعیت
nounEn gemak doet niets anders dan de status quo handhaven.
در واقع تنها کاری که آسودگی میکند حفظ وضعیت موجود است.
-
احوال شخصیه
-
جایگاه
nounWe zijn opgetogen over onze status en onze plannen.
ما در مورد جایگاه خود و کلی چیزهایی که می خواهیم انجام دهیم، هیجان زده ایم.
-
صحت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " status " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "status" با ترجمه به فارسی
-
بحران صرعی
-
زندگی نباتی
-
اضافه
-
پایگاه اجتماعی
-
وضع فعلی · وضع موجود
-
وضع موجود قبل از جنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن