ترجمه "stok" به فارسی

چوب, چوبدست, چماق بهترین ترجمه های "stok" به فارسی هستند.

stok noun verb masculine دستور زبان

Een lang, dun stuk hout, meestal in de vorm waarin deze is gegroeid, die niet buigt. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • چوب

    noun

    Stokken in de wielen gooien.

    چوب لای چرخ گذاشتن.

  • چوبدست

    noun

    Hij ziet twee stokken, terwijl David er maar één heeft.

    داوود فقط یک چوبدست دارد اما او دو تا میبیند.

  • چماق

    noun masculine

    Weet je, Fritz op een dag heb ik ook een stok.

    میدونی فریتز یکی از این روزها منم مثل تو صاحب یه چماق میشم

  • ترجمه های کمتر

    • چسبيدن
    • چوبک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stok " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stok" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه