ترجمه "strand" به فارسی

ساحل, کرانه, پلاژ بهترین ترجمه های "strand" به فارسی هستند.

strand noun verb neuter دستور زبان

Strook land langs de kust

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساحل

    noun

    We kunnen gewoon niet toestaan dat die informatie uitlekt naar het strand.

    حقيقتا نميتونيم اجازه بديم که همچين اطلاعاتي در ساحل پخش بشه.

  • کرانه

    strook land met weinig vegetatie, aan de oever van water

  • پلاژ

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " strand " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Strand

Strand (kust)

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساحل

    noun proper

    Strand (kust) [..]

    We kunnen gewoon niet toestaan dat die informatie uitlekt naar het strand.

    حقيقتا نميتونيم اجازه بديم که همچين اطلاعاتي در ساحل پخش بشه.

تصاویر با "strand"

اضافه کردن

ترجمه های "strand" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه