ترجمه "taak" به فارسی

وظیفه, شغل, وظيفه بهترین ترجمه های "taak" به فارسی هستند.

taak noun feminine دستور زبان

een te verrichten werk [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • وظیفه

    noun

    De taak ‘opnieuw vertrouwen opbouwen’ is de wereld op zijn kop.

    فکر کنم این وظیفه را باید ساختن دوباره اعتماد نامید، همچنین برگرداندن مسائل به گذشته.

  • شغل

    noun

    Ik realiseerde me dat het mijn taak was om mensen bewust te maken van hun mogelijkheden.

    من متوجه شده بودم که شغل من این است که استعدادهای موجود در سایر افراد را بیدار کنم.

  • وظيفه

    noun feminine

    Een taak aan iemand toegewezen.

    Nu je taak erop zit, ben je me alleen maar tot last.

    حالا که به وظيفه ات عمل کردي ؛ فقط يه مايه ي آزار کوچک و بي ارزشي.

  • ترجمه های کمتر

    • کار
    • کار قابل انجام
    • کارها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " taak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "taak" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "taak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه