ترجمه "tag" به فارسی

برچسب, برچسب گذاری, تگ (فراداده) بهترین ترجمه های "tag" به فارسی هستند.

tag noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • برچسب

    noun

    Elke stip is een paranormale die getagd en vrijgelaten is over de jaren heen.

    هر نقطه نماينده يه مأورایی ـه که در طول اين سال ها برچسب زده شده و آزاد شده.

  • برچسب گذاری

  • تگ (فراداده)

    metadata

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tag " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tag" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tag" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه