ترجمه "tankstation" به فارسی
جایگاه سوخت, نیروگاه گازی, پمپ بنزین بهترین ترجمه های "tankstation" به فارسی هستند.
tankstation
noun
neuter
دستور زبان
Een plaats waar men voor wegvoertuigen benzine verkoopt.
-
جایگاه سوخت
noun neuter -
نیروگاه گازی
-
پمپ بنزین
noun neuterDat tankstation even buiten Sana'a heeft een internetaansluiting.
مشخص شد که پمپ بنزین بیرون صنعا یک کامپیوتر متصل به اینترنت داشته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tankstation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن