ترجمه "tapijt" به فارسی
فرش, قالی, قالی فرش بهترین ترجمه های "tapijt" به فارسی هستند.
tapijt
noun
neuter
دستور زبان
Een weefsel gemaakt voor het bedekken van een vloer.
-
فرش
nounEen weefsel gemaakt voor het bedekken van een vloer.
Die twee brunettes zijn me een Perzisch tapijt schuldig.
اون دو تا دختر مو مشکي که روي راه پله افتادن ، يه فرش ايراني به من بدهکارن.
-
قالی
nounنوعی گستردنی برای پوشش زمین که امروزه به جنبهٔ تزئینی آن نیز توجه میشود [..]
Net zoals mijn goede vriend, wiens bloed over dit witte tapijt vloeide.
درست مثل دوست عزیزم که خونش رو تمام این قالی سفید ریخت.
-
قالی فرش
noun neuter
-
ترجمه های کمتر
- موکت
- خالی
- قالیچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tapijt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tapijt" با ترجمه به فارسی
-
قالیچه پرنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن