ترجمه "tegenstander" به فارسی
همیستار, حریف, خصم بهترین ترجمه های "tegenstander" به فارسی هستند.
tegenstander
noun
masculine
دستور زبان
vijand, rivaal [..]
-
همیستار
noun -
حریف
noun masculineDit is boksen en het komt erachter dat het de tegenstander kan vastzetten.
این یک بازی بکس است، و فهمیده که میتواند بگونه ای به حریف بچسبد.
-
خصم
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- دشمن
- شرکت کردن در
- مخالف
- هماورد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tegenstander " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tegenstander
-
دشمن
nounکسی که کسی مخالف است
Tegenstanders van Gods volk zullen verdwijnen, zoals een door motten opgegeten kledingstuk
دشمنان قوم خدا همچون لباسی که بید آن را خورده است نابود خواهند گشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن