ترجمه "tempo" به فارسی
ضرب, سرعت, تی ای ام پی او بهترین ترجمه های "tempo" به فارسی هستند.
tempo
noun
neuter
دستور زبان
-
ضرب
nounconcept in de muziek
Ik had geen akkoorden om mezelf te structureren, of een ritme of een maat om het tempo te weten.
هیج آکوردی برای ساختارم نداشتم، یا یک ریتم یا یک ضرب برای پیدا کردن گام.
-
سرعت
nounDus, ons tempo van het digitaliseren van het leven is versneld op exponentiële wijze.
پس، گام هایمان برای دیجیتالی کردن حیات با یک سرعت نمایی رو به افزایش بوده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tempo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
TEMPO
-
تی ای ام پی او
chemische verbinding
اضافه کردن مثال
اضافه کردن