ترجمه "territorium" به فارسی
قلمرو, سرزمين, سرزمین بهترین ترجمه های "territorium" به فارسی هستند.
territorium
noun
neuter
دستور زبان
Hoeveelheid grond in bezit van een gemeenschap of groep. [..]
-
قلمرو
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا [..]
Betaal of je werkt niet meer in mijn territorium.
دستمزدت رو پرداخت کن و گرنه دوباره تو قلمرو من کار نميکني!
-
سرزمين
nounToen ze onze territorium betreden, verbraken zij de groep wetten.
وقتي اونا به سرزمين ما اومدن ، قانون گروه رو شکستند.
-
سرزمین
noun neuterIk hoop nieuwe territoria te bereiken, en geluiden te ontdekken die ik nooit voordien heb gehoord.
امیدوارم که در سرزمین جدید موسیقی را کشف کنید که من هرگز نشنیده ام.
-
قلمرو (جانوران)
dieren
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " territorium " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "territorium" با ترجمه به فارسی
-
قلمرو پایتختی استرالیا
-
سرزمین شمالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن