ترجمه "thermometer" به فارسی

دماسنج ترجمه "thermometer" به فارسی است.

thermometer noun masculine دستور زبان

een meetinstrument om temperaturen te meten

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دماسنج

    Ik hoef die thermometer niet terug te hebben.

    اگه اومدي دماسنج رو پس بدي خودت رو اذيت نکن ، من بيخيالش شدم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thermometer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "thermometer"

اضافه کردن

ترجمه های "thermometer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه