ترجمه "tijdelijk" به فارسی
موقت, موقتي بهترین ترجمه های "tijdelijk" به فارسی هستند.
tijdelijk
adjective
adverb
دستور زبان
voor een beperkte tijd, niet permanent [..]
-
موقت
adjectiveHet enige alliantie waarin ik geïnteresseerd ben is tijdelijk en heerlijk in bed.
تنها متحدي که من بهش علاقه دارم لذت موقت رو تخته.
-
موقتي
adjectiveJe realiseert je dat dit alleen een tijdelijk uitstel is?
اميدوارم متوجه هستي که يک آرامش موقتي برامون مهيا کردي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tijdelijk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tijdelijk" با ترجمه به فارسی
-
نگهدارنده مکان تصویر
-
خط تیره اختیاری
-
نگهدارنده مکان
-
شبکه موقت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن