ترجمه "toevallig" به فارسی

اتفاقا, تصادفی بهترین ترجمه های "toevallig" به فارسی هستند.

toevallig adjective دستور زبان

Gebeurend of volgend uit toeval.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتفاقا

    adverb

    Hij is's werelds eerste onsterfelijke wezen, die toevallig samen is met de remedie.

    اون اولين ناميراي دنياست که اتفاقا با درمان ، دفن شده.

  • تصادفی

    adjective

    Maar als het een van die toevallige, gewone realiteiten zou zijn, hebben we geen verdere uitleg nodig.

    اما اگر یکی از وجودهای تصادفی و معمولی باشد، توضیح بیشتری نمی توان برای آن درنظر گرفت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " toevallig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "toevallig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه