ترجمه "ton" به فارسی
تن, بشکه بهترین ترجمه های "ton" به فارسی هستند.
ton
noun
feminine
دستور زبان
-
تن
nounduizend kilogram
Elke seconde zet deze thermonucleaire oven ongeveer vier miljoen ton massa in energie om.
این کورهٔ گرماهستهای در هر ثانیه حدود چهار میلیون تن ماده را به انرژی تبدیل میکند.
-
بشکه
noun masculineHet is zo makkelijk als vis schieten in een ton.
به همان سادگی که به یک ماهی در یک بشکه تیراندازی کنیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ton " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ton" با ترجمه به فارسی
-
تن بزرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن