ترجمه "trappen" به فارسی
لگد زدن, هوبرهایان بهترین ترجمه های "trappen" به فارسی هستند.
trappen
verb
noun
دستور زبان
een voet met vaart tegen iets of iemand aan bewegen [..]
-
لگد زدن
verbHarder trappen lost het probleem niet op omdat de gemiddelde zwemmer slechts drie procent van zijn energie steek in voorwaartse bewegingen.
شدیدتر لگد زدن مشکل را حل نمیکند چرا که یک شناگر معمولی تنها سه درصد از انرژی مصرفی را در حرکت به جلو منتقل میکند.
-
هوبرهایان
تیرهای از درناسانان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trappen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "trappen" با ترجمه به فارسی
-
هوبره کوچک
-
دام · لگد · نردبان · پله · پلکان · پلگان
-
ترپاستپ · درجه
-
هوبره لودویگ
-
صفت برتر
-
صفت برترین
-
صفت برتر
-
زنگولهبال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن