ترجمه "trui" به فارسی
مادهخوك, پلوور, پلیور بهترین ترجمه های "trui" به فارسی هستند.
trui
noun
common
دستور زبان
een warm kledingstuk voor over het bovenlichaam
-
مادهخوك
-
پلوور
kleding
Toen vond ik deze knopen, en zodra de knopen op de trui stonden, vond ik ze geweldig.
و بعد چند دکمه پیدا کردم، و لحظهای که دکمهها روی پلوور قرار گرفت، عاشقش شدم.
-
پلیور
noun m;fmeer dan je zou betalen voor een nieuwe trui
چیزی بیشتر از اونچه که برای یه مدل پلیور جدید
-
ژاکت
noun m;fWe kunnen niet allemaal achter een bureau hangen, in zo'n lelijk truitje.
ما نميتونيم مثل تو پشت ميز بشينيم و يه ژاکت زشت بپوشيم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trui " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن