ترجمه "turf" به فارسی
تورب, پوده بهترین ترجمه های "turf" به فارسی هستند.
turf
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
تورب
noun masculinebrandstof
Het bleek dat hij was ingehuurd door een Schotse distilleerderij om te begrijpen waarom ze zo veel turf verbruikten om whisky te destilleren.
وی در یک کارخانه تقطیر اسکاتلندی کار می کرد برای درک اینکه چرا آنها اینقدر تورب می سوزاندند تا ویسکی را تقطیر کنند.
-
پوده
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " turf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن