ترجمه "uit" به فارسی
از, خارج, ز بهترین ترجمه های "uit" به فارسی هستند.
uit
adposition
verb
adverb
دستور زبان
geeft aan van welke plaats iets komt [..]
-
از
adpositionHet bord gleed uit mijn handen doordat ze nat waren.
آن بشقاب از دستم سر خورد، چون دستهایم خیس بود.
-
خارج
noun adpositionTwee mannen erin, maar eentje er weer uit.
دو مرد وارد ميشن ، يک مرد خارج ميشه.
-
ز
adpositionWeet ik veel, T. Haal haar gewoon uit het appartement!
من نميدونم تي فقط ز اپارتمان ببرش بيرون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "uit" با ترجمه به فارسی
-
صندوق خروجی
-
ساطع شدن
-
دلخور شدن
-
گفتن
-
برهان خلف
-
فهرست طلسمهای هری پاتر
-
والسلام
-
سوخت جلبک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن