ترجمه "uitstellen" به فارسی
به تعويق انداختن, درنگ, دیرکرد بهترین ترجمه های "uitstellen" به فارسی هستند.
uitstellen
verb
دستور زبان
naar een later tijdstip verschuiven
-
به تعويق انداختن
verbZe hebben het congres twee maanden uitgesteld, zodat u het kunt bijwonen.
اونها واسه اينکه شما حضور داشته باشيد کنگره رو دو ماه به تعويق انداختن.
-
درنگ
verbWaarom is het zo noodzakelijk dat we zonder uitstel Gods goedkeuring zoeken?
چرا باید بدون درنگ در پی رضامندی خدا باشیم؟
-
دیرکرد
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uitstellen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن