ترجمه "uitvoeren" به فارسی
كردن, اجرا, اجرا کردن بهترین ترجمه های "uitvoeren" به فارسی هستند.
uitvoeren
verb
دستور زبان
Iets volledig afwerken. [..]
-
كردن
-
اجرا
Omdat de operatie slecht was voorbereid en nog slechter werd uitgevoerd.
چون ماموریتِ شما خیلی ضعیف طراحی ، و خیلی بدتر اجرا شد.
-
اجرا کردن
verbJij kunt nu de spreuk uitvoeren.
تو الان قدرت اجرا کردن طلسم رو داري.
-
ترجمه های کمتر
- انجام دادن
- بُرونداد
- بُروندادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uitvoeren " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "uitvoeren" با ترجمه به فارسی
-
برونداد · بُرونداد · صادرات
-
مدیر غیر موظف
-
مراسم خاکسپاری
-
مدیر اجرایی تولید
-
شعبه
-
تله گذاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن