ترجمه "vaak" به فارسی
اغلب, بارها بهترین ترجمه های "vaak" به فارسی هستند.
vaak
adjective
noun
adverb
feminine
دستور زبان
vele malen [..]
-
اغلب
Mijn moeder bakt ons vaak appeltaarten.
مادرم اغلب برای ما پای سیب می پزد.
-
بارها
adverbHoe vaak knippert een mens gemiddeld per minuut met zijn ogen?
به طور میانگین هر شخص در دقیقه چند بار پلک میزند؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vaak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vaak" با ترجمه به فارسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن