ترجمه "vaderschap" به فارسی

پدر ترجمه "vaderschap" به فارسی است.

vaderschap noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پدر

    noun

    Ik kan zijn laatste ontspanning vóór het vaderschap niet bederven.

    نميخوام آخرين تعطيلات قبل از پدر شدنش رو براش خراب کنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vaderschap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "vaderschap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه