ترجمه "van" به فارسی

از, ز, استان وان بهترین ترجمه های "van" به فارسی هستند.

van adposition adverb دستور زبان

geeft bezit aan [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • از

    adposition

    Ik ben het gezicht van mijn grootmoeder al vergeten.

    من دیگر چهره ی مادر بزرگم را از یاد بردهام.

  • ز

    adposition

    Ik moest je bellen van een vriend in Moskou.

    يکي ا ز د و ستا ن ا ز مسکو گفته با هات تما س بگيرم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " van " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Van

Van (provincie)

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • استان وان

    Van (provincie) [..]

عباراتی شبیه به "van" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "van" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه