ترجمه "vast" به فارسی
از قبل, بطور محکم, جامد بهترین ترجمه های "vast" به فارسی هستند.
vast
adjective
verb
adverb
دستور زبان
In vaste toestand, niet vloeibaar. [..]
-
از قبل
Voor een aangegeven tijd, in het verleden, het heden of de toekomst.
niet de vaste vormgeving maar een zacht zijn, een spontaan beleven van het al, zacht zijn.
نه عمد و قصدی از قبل، که رحمت، گونهای بودن ِ خودانگیخته در جهان، توأم با رحمت.
-
بطور محکم
Hebben we een vaste koers in de eeuwige stroom van het herstelde evangelie uitgestippeld?
آیا ما مسیر زندگیمان را بطور محکم در جریان ابدی اصول احیاء شدۀ مژده بنا کرده ایم؟
-
جامد
nounMisschien zullen we ooit in staat zijn om het probleem van vast plasticafval aan te pakken.
و شايد يك روز ما قادر به حل كردن مشكل ضايعات پلاستيك جامد باشيم.
-
صلب
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vast " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vast" با ترجمه به فارسی
-
تلفن ثابت
-
گیاهان پایا
-
هواگرد با بال ثابت
-
محلول جامد
-
سوخت جامد
-
دیسک سخت
-
دارایی ثابت
-
فاصله گذار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن