ترجمه "veld" به فارسی

میدان, رشته, زمینه بهترین ترجمه های "veld" به فارسی هستند.

veld noun neuter دستور زبان

Een bepaalde omgeving of levensloop. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • میدان

    noun

    natuurkunde

    Dus als ik deze vloeistof in een magnetisch veld zet, dan zou het uitzicht ervan veranderen.

    پس اگر من الان این مایع رو در یک میدان مغناطیسی قرار بدم ظاهرش تغیر پیدا میکنه.

  • رشته

    noun neuter

    De grote man uit het veld is in de zaal vanavond

    غول بزرگ این رشته ،آنتونیو داماسیو، امروز تو این سالن است -

  • زمینه

    Eén ervan is alleen al het vertrouwen winnen van mensen die in het veld werken.

    یکی از آنها جلب اعتماد افرادی بود که در این زمینه با آنها کار میکردیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " veld " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "veld"

عباراتی شبیه به "veld" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "veld" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه