ترجمه "verband" به فارسی
پانسمان, آجرچینی, رابطه بهترین ترجمه های "verband" به فارسی هستند.
verband
noun
neuter
دستور زبان
Een of ander therapeutisch materiaal dat men op een kwetsuur aanbrengt. [..]
-
پانسمان
geneeskunde
Ik was nog steeds geïnteresseerd in de kwestie van het verband.
هنوز برای من جالب بود که بدانم چطور باید پانسمان بیماران سوختگی را عوض کرد.
-
آجرچینی
bouwkunde
-
رابطه
nounBij veel van deze gebruiken zijn gewoonten betrokken die verband houden met de doden.
بسیاری از این اعمال، شامل آداب و رسومی در رابطه با مرگ میباشند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verband " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "verband"
عباراتی شبیه به "verband" با ترجمه به فارسی
-
علیت
-
ملاحظه
-
درباب · درباره · راجع به
اضافه کردن مثال
اضافه کردن