ترجمه "vereist" به فارسی

الزام, ضروري بهترین ترجمه های "vereist" به فارسی هستند.

vereist particle verb دستور زبان

Voltooid deelwoord van vereisen. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • الزام

    Zijn de Tien Geboden, met inbegrip van het vereiste een wekelijkse sabbat te houden, van kracht gebleven nadat de rest van de Wet was afgeschaft?

    آیا ده فرمان، از جمله الزام رعایت سَبت هفتگی، بعد از اینکه بقیهٔ شریعت منسوخ شد به قوت خود باقی ماند؟

  • ضروري

    Onmisbaar voor een doel of reden.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vereist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vereist" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vereist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه