ترجمه "vergissing" به فارسی
اشتباه, اشتباه کردن, خطا بهترین ترجمه های "vergissing" به فارسی هستند.
vergissing
noun
feminine
دستور زبان
iets doen dat niet juist is, of een verkeerde conclusie trekken [..]
-
اشتباه
nounMijn vergissing kostte mij mijn rijkdom.
اشتباه من به به قیمت از دست دادن دارائی ام تمام شد.
-
اشتباه کردن
verbIk zal hem maar defuseren, want dit is duidelijk een vergissing.
پس من ميرم و بهش شليک مي کنم ، چون معلومه که اشتباه کرديم.
-
خطا
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vergissing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن