ترجمه "verouderen" به فارسی
سالخورده, سن بهترین ترجمه های "verouderen" به فارسی هستند.
verouderen
verb
دستور زبان
ouder worden [..]
-
سالخورده
Adam verouderde en stierf omdat hij gezondigd had door niet naar God te luisteren.
آدم، پیر و سالخورده شد و عاقبت مُرد، زیرا از خدا اطاعت نکرد و بدین شکل گناه کرد.
-
سن
nounWe voelen ons allemaal jonger dan we zijn, want de geest veroudert nooit.
همه ما حس می کنیم جوان تر از سن واقعی مون هستیم، چون روان هرگز پیر نمیشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verouderen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "verouderen" با ترجمه به فارسی
-
بازمانده · موروثی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن