ترجمه "verwonding" به فارسی

آسیب, اسید, تروما بهترین ترجمه های "verwonding" به فارسی هستند.

verwonding noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسیب

    noun

    Het is eigenlijk een kunstmatig tastzintuig om verwondingen te voorkomen.

    این دستکش به طور مؤثری به عنوان یک حس لامسه مصنوعی عمل کرده و از آسیب جلوگیری میکند.

  • اسید

    noun feminine
  • تروما

    schade, letsel of wonde die met geweld van buitenaf wordt toegebracht

  • زخم

    noun feminine

    Ik heb in veldslagen gevochten met ergere verwondingen dan dit.

    من با زخم هاي بدتر از اين هم توي جنگ شرکت داشتم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verwonding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "verwonding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه