ترجمه "vinden" به فارسی
یافتن, پیدا کردن, نمایاندن بهترین ترجمه های "vinden" به فارسی هستند.
vinden
verb
دستور زبان
iets aantreffen nadat ernaar gezocht is [..]
-
یافتن
verbIets aantreffen, bij toeval of nadat iets werd gezocht
Hij bestudeerde de kaart om een binnenweg te vinden.
آنها نقشه را برای یافتن میان بر مورد بررسی قرار دادند.
-
پیدا کردن
verbIets aantreffen, bij toeval of nadat iets werd gezocht
Ik had het moeilijk om een taxi te vinden.
برای پیدا کردن تاکسی، مشکل داشتم.
-
نمایاندن
-
ترجمه های کمتر
- گمان کردن
- فکر کردن
- محل یابی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vinden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vinden" با ترجمه به فارسی
-
رخ دادن
-
خوش آمدن · دوست داشتن
-
راه حل اظطراري يافتن
-
دوستت دارم · من تو را دوست دارم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن